خیال سرد

نشسته ام خیال میکنم تو آمدی

خیال میکنم نشسته ای درون قاب خالی همیشه خالی نگاه من

خیال میکنم صدای توست

خیال میکنم تویی...تو نیستی

مرا ببر به شعر عاشقانه ات

مرا ببر به آخرین ترانه ات

مرا ببر به خانه ات

نشسته ام خیال میکنم تو آمدی

ببر مرا به دورهای دور دور

به کوچه های سرد و دست های گرم تو

فرار کودکانه ام

نگاه عاشقانه ات

ببر مرا دگر

خیال میکنم که آمدی....

/ 4 نظر / 13 بازدید
مهـــــــــران

سلام تو رو دعوت می کنم که توی "کهنه درخت" یه یادگاری برام بگذاری. افتخار تبادل لینک با بنده را می دهید؟ ضمنا نمره 20 رو برای وبلاگت از طرف من یادداشت کن باآرزوی های سبز برای شما [چشمک]

ریاضی

بخاطر هم اسمی ورقت زدم. کنجکاوی که گوگل سر راهم گذاشت. زمین تا آسمون تفاوته بین من شراب کهنه با توی شراب کهنه! اما می فهممت. راحتی و روون. شعر قشنگت رو خوندم. دوبار خوندم. اولین باریه که کنجکاو کاری می شم. اونم کاری که یه جور خودنمایی بنظر بیاد. مثل اینایی که میگن سلام بمن سر بزن!!!!! نه تو اصلا بمن سر نزن. من بازدید کننده روزانه دارم. آبونه نوشته هامن. تو با این روح لطیف، با این دل نازک، با این همه احساس و عشق که نمیدونم قالت گذاشته یا نه؟! حیفه بیای جاییکه اعصابت بهم بریزه. تو واسه خودت به اندازه کافی داری. یکی مثل تورو میشناسم.

قناری

رفیقه نیمه راه اونی نیست که میره رفیق نیمه راه اونیه که میمونه